تأثیر نسبت اسیدهای پالمتیک، استئاریک و اولئیک در جیرههای حاوی یا بدون پنبهدانه بر قابلیت هضم مواد مغذی، تخصیص انرژی و پاسخهای تولیدی گاوهای شیری
تیمارهای آزمایشی عبارت بودند از:
۱- تیمار شاهد: بدون مکمل چربی
۲- تیمار محتوی سطوح بالای اسید پالمتیک (PA): حاوی پودر چربی خالص برگافت F-100
3- تیمار محتوی اسید پالمتیک + اسید استئاریک (PA+SA): حاوی پودر چربی انرژی بوستر 100.
4- تیمار محتوی اسید پالمتیک + اسید اولئیک (PA+OA): حاوی پودر چربی کلسیمی مگالاک.
- تاثیر تیمار های آزمایشی بر مصرف خوراک (DMI)
همانطور که در بخش قبل ذکر شد، مطالعه حاضر نشان می دهد که اثر پودر چربی بر مصرف ماده خشک، تحت تأثیر نوع جیره پایه قرار میگیرد و اثر متقابل معنیدار بین جیره پایه و نوع پودر چربی مورد آزمایش بر DMI مشاهده شد (P < 0.05).
در جیرههای مبتنی بر پوسته سویا (SH): تیمارهای اسید پالمتیک (برگافت F-100) و مخلوط اسید های چرب پالمتیک+استئاریک (انرژی بوستر 100) در مقایسه با تیمار های شاهد و پالمتیک+اولئیک (مگالاک) مصرف ماده خشک را به طور معنیداری افزایش دادند (P < 0.05).
در جیرههای بر پایه پنبهدانه (CS): تیمار پالمتیک+اولئیک (مگالاک) مصرف ماده خشک را در مقایسه با سایر تیمارها به طور معنیداری کاهش داد (P < 0.05).
به طور کلی، تیمار مگالاک در مقایسه با سایر تیمارهای آزمایشی موجب کاهش DMI شد (P < 0.05). همچنین، مصرف NDF در جیرههای حاوی پنبهدانه (CS) در مقایسه با جیرههای بر پایه پوسته سویا (SH) کمتر بود (9.30 در مقابل 8.83 کیلوگرم در روز؛ P < 0.01) و مصرف کل اسیدهای چرب، اسیدهای چرب 16 کربنه (اسید پالمتیک-C16:0 و پالمیتولئیک-C16:1 cis-9) و 18 کربنه (اسید استئاریک-C18:0، اولئیک- C18:1 cis-9، لینولئیک- C18:2 و …) در آنها به طور معنیداری بیشتر از سایر موارد بود (جدول 4 پیوست).
بحث
اثر پودرهای چربی بر DMI متغیر است و معمولاً به نوع چربی و محتوی اسید های چرب آن مصرفی بستگی دارد. در این مطالعه، اثر تیمارهای برگافت F-100 و انرژی بوستر 100 بر مصرف ماده خشک تفاوتی با گروه شاهد نداشتند (شکل A) که با گزارشهای قبلی مبنی بر عدم تأثیر پودرهای چربی اشباع بر DMI همخوانی دارد (Allen, 2000).
کاهش DMI در تیمار مگالاک در جیرههای حاوی پنبهدانه (CS) احتمالاً به دلیل مصرف بیشتر اسیدهای چرب غیراشباع در این جیره است. اثر کاهشدهندگی چربیهای غیراشباع بر اشتها بیشتر از چربیهای اشباع است و این امر احتمالاً از طریق افزایش ترشح پپتیدهای مرتبط با سیری (مانند کولهسیستوکینین و پپتید شبه گلوکاگون-1) میانجیگری میشود. تیمار مگالاک علاوه بر افزایش مصرف اسید اولئیک (C18:1 cis-9)، همزمان موجب افزایش مصرف اسید لینولئیک (C18:2 cis-9,cis-12) نیز در این تیمار شد که این اثر در جیرههای CS بارزتر بود.
2. تأثیر بر قابلیت هضم مواد مغذی.
شکل A: اثر متقابل جیره پایه و تیمار بر مصرف ماده خشک (DMI)
این نمودار نشان میدهد که در جیره محتوی پوسته سویا (SH)، تیمارهای برگافت F-100 و انرژی بوستر 100 باعث افزایش DMI میشوند، در حالی که در جیره پنبهدانه (CS)، تیمار مگالاک کاهش DMI را به همراه دارد.
نتایج
قابلیت هضم ماده خشک (DM): تیمارهای برگافت F-100 و مگالاک به طور معنیداری قابلیت هضم DM را در مقایسه با تیمار انرژی بوستر 100 افزایش دادند (به ترتیب 68.6 و 68.5 در مقابل 67.6 درصد؛ P < 0.05).
قابلیت هضم NDF: تیمارهای برگافت F-100 و مگالاک قابلیت هضم NDF را در مقایسه با سایر تیمارها افزایش دادند (45.1 و 45.0 در مقابل 44.2 و 42.9 درصد؛ P < 0.05).
قابلیت هضم کل اسیدهای چرب: تیمار انرژی بوستر 100 به طور کاملا معنی داری (P < 0.01) قابلیت هضم کل اسیدهای چرب را در مقایسه با سایر تیمارها کاهش داد (68.2 در مقابل 78.6، 77.4 و 79.4 درصد). همزمان، تیمار مگالاک بالاترین قابلیت هضم کل اسیدهای چرب را نشان داد.
قابلیت هضم اسیدهای چرب 16 کربنه: تیمار انرژی بوستر 100 کمترین قابلیت هضم را داشت (66.0 درصد) که به طور معنیداری پایینتر از سایر تیمارها بود (P < 0.01). اثر متقابل بین جیره پایه و تیمار های آزمایشی محتوی پودر چربی های مورد آزمایش در قابلیت هضم اسیدهای چرب 16 کربنه مشاهده شد (شکل B؛ P = 0.02)، به طوری که تیمار برگافت F-100 در جیرههای SH باعث کاهش کاملا معنی دار این شاخص شد، اما در جیرههای CS این کاهش معنیدار نبود.
شکل B: اثر متقابل جیره پایه و تیمار بر مصرف ماده خشک (DMI)
قابلیت هضم اسیدهای چرب 18 کربنه: مشابه الگوی فوق، تیمار انرژی بوستر 100 کمترین قابلیت هضم را داشت (72.0 درصد در مقابل حدود 79 درصد برای سایر تیمارها؛ P < 0.01).
تخمین قابلیت هضم پودرهای چربی (شکل B): با استفاده از آزمون لوکاس، شیب خط (که نشاندهنده قابلیت هضم پودر چربی است) در جیرههای SH برای تیمارهای برگافت F-100، انرژی بوستر 100 و مگالاک به ترتیب 0.64، 0.55 و 0.75 و در جیرههای CS به ترتیب 0.70، 0.56 و 0.81 بود. این نتایج تأیید میکند که پودر حاوی اسید استئاریک (انرژی بوستر 100) پایینترین قابلیت هضم را دارد.
نمودار ۲: قابلیت هضم کل اسیدهای چرب (Total FA Digestibility)
تیمار انرژی بوستر 100 به طور معنیداری قابلیت هضم کل اسیدهای چرب را کاهش میدهد (۶۸.۲%) در حالی که مگالاک بالاترین میزان را دارد (۷۹.۴%).
بحث
همانطور که ذکر شد، تیمار انرژی بوستر 100 به طور قابل توجهی قابلیت هضم اسیدهای چرب را کاهش داد. این یافته با مطالعات قبلی که نشان دادند پودرهای چربی غنی از اسید استئاریک (C18:0) قابلیت هضم را در گاوهای شیری و گوسفند کاهش میدهند، هماهنگ است. جالب توجه است که نتایج این آزمایش نشان داد که، هرچند مقدار مصرف اسید پالمتیک (C16) در جیره های محتوی برگافت F100 در مقایسه با جیره های محتوی انرژی بوستر 100 بیشتر بود، اما قابلیت هضم اسید پالمتیک در تیمار برگافت F-100 در مقایسه با تیمار انرژی بوستر 100 سه برابر بیشتر بود. این موضوع نشان میدهد که پروفایل اسیدهای چرب که به دوازدهه میرسند، عامل مهمتری نسبت به مقدار کل آنها در تعیین قابلیت هضم است (Glasser et al., 2008b). دلایل احتمالی کاهش قابلیت هضم شامل، محدودیت در ترشح لیزولستین (کاهش شار اسیدهای چرب به درون میسلها) و اشباع احتمالی جایگاههای جذبی در روده است. نکته قابل توجه اینکه اندازه ذرات پودر چربی نمیتواند توضیحدهنده این تفاوت باشد، زیرا بافت فیزیکی پودر چربی در تیمار انرژی بوستر 100 کوچکترین اندازه ذرات را در بین پودرچربی های مختلف داشت.
همزمان تیمار مگالاک قابلیت هضم کل اسید های چرب جیره غذائی و محتوی اسید پالمتیک آن را در مقایسه با تیمار های برگافت F-100 و انرژی بوستر 100 افزایش داد. این امر احتمالاً به دلیل حلالیت بیشتر اسیدهای چرب غیراشباع است که انتقال اسیدهای چرب به میسلها را تسهیل میکند (Freeman, 1969) و همچنین جذب و استریفیکاسیون سریعتر آنها در انتروسیتها نسبت به اسیدهای چرب اشباع است (Ockner et al., 1972).
تیمار برگافت F-100 قابلیت هضم NDF را افزایش داد که با مطالعات قبلی در مورد پودرهای غنی از C16:0 همخوانی دارد. این افزایش ممکن است با افزایش زمان ماندگاری مواد در شکمبه به واسطه افزایش ترشح کولهسیستوکینین مرتبط باشد (Piantoni et al., 2013). افزایش قابلیت هضم NDF با تیمار مگالاک احتمالاً با کاهش DMI در این تیمار نیز مرتبط است. با توجه به افزایش مشاهده شده در قابلیت هضم NDF و عدم تأثیر منفی بر قابلیت هضم اسید های چرب، هر دوی تیمارهای برگافت F-100 و مگالاک قابلیت هضم ماده خشک را در مقایسه با CON افزایش دادند. در مقابل کاهش قابلیت هضم NDF و FA در تیمار انرژی بوستر 100 موجب کاهش قابلیت هضم ماده خشک در این تیمار در مقایسه با 2 تیمار دیگر شد چمبرلین و دیپیترز (2017) گزارش کردند که، افزایش نسبت C18:0 به C16:0 در پودر چربی، قابلیت هضم ماده آلی را در گاوهای شیری کاهش داد.
نمودار 3: اثر جیره های پایه بر میزان چربی جذب شده
نمودار 4: اثر نوع پودر چربی بر میزان چربی جذب شده
- تولید شیر و ترکیب آن
نتایج
نتایج مربوط به تولید شیر و ترکیبات آن در جدول ۵ و شکل ۳ ارائه شده است.
تولید شیر: اثر متقابل بین جیره پایه و نوع پودر چربی مشاهده شد (P = 0.09). در جیرههای بر پایه SH، هر سه تیمار پودرچربی (برگافت F-100، انرژی بوستر 100 و مگالاک) تولید شیر را در مقایسه با گروه شاهد افزایش دادند. در جیرههای CS، این افزایش مشاهده نشد. به طور کلی، تیمارهای محتوی پودرچربی تولید شیر را در مقایسه با شاهد افزایش دادند (به طور میانگین حدود 46.5 در مقابل 44.6 کیلوگرم در روز؛ P < 0.01).
نمودار 5: تولید شیر (Milk Yield) – اثر متقابل جیره های پایه (CS vs SH) و تیمار های آزمایشی (برگافت F-100 / انرژی بوستر 100 / مگالاک)
در جیرههای CS این افزایش دیده نمیشود. اما در مقابل شیر تصحیح شده بر اساس چربی 3.5% در جیره های محتوی CS و SH به ترتیب برابر با 47.1 و 46.2 کیلوگرم بود.
– شیر تصحیح شده با 3.5% چربی (3.5% FCM) و شیر تصحیح شده انرژی (ECM): تیمار محتوی اسید پالمتیک به طور معنیداری FCM و ECM را در مقایسه با تیمار شاهد افزایش داد (به ترتیب 47.8 در مقابل 45.2 کیلوگرم در روز برای FCM؛ P < 0.05) و همینطور شیر تصحیح شده با 3.5% چربی تمایل به افزایش نسبت به انرژی بوستر 100 و مگالاک داشت (P < 0.10).
نمودار6: شیر تصحیح شده با ۳.۵% چربی (3.5% FCM)
ترکیب شیر
درصد چربی شیر (شکل 5): بین نوع جیره پایه و تیمار پودر چربی اثر متقابل مشاهده شد (P = 0.03). جیرههای بر پایه پنبه دانه (CS) درصد چربی شیر را در مقایسه با جیرههای SH افزایش دادند (3.87 در مقابل 3.34 درصد؛ P < 0.05). بیشترین مقدار پروتئین شیر مربوط به تیمار محتوی پودر چربی برگافت F100 بود. در مقابل و در بین پودرهای چربی مختلف تیمار محتوی پودر چربی مگالاک در جیرههای بر پایه پوسته سویا، درصد چربی شیر را در مقایسه با سایر انواع پودر چربی کاهش داد، در حالی که در جیرههای بر پایه پنبه دانه این کاهش مشاهده نشد.
درصد پروتئین شیر: تغذیه منابع پودر چربی بویژه مگالاک (به ویژه مگالاک) موجب کاهش درصد پروتئین شیر در مقایسه با گروه شاهد شدند (3.07-3.14 در مقابل 3.19 درصد؛ P < 0.01). همچنین جیرههای بر پایه پنبه دانه (CS) درصد پروتئین شیر را افزایش دادند (3.21 در مقابل 3.06 درصد؛ P < 0.05).
بحث
تیمار برگافت F-100 (غنی از اسید پالمتیک) به طور معنی داری تولید چربی شیر را افزایش داد. این افزایش به دلیل تامین بیشتر اسیدهای چرب، به ویژه اسید پالمتیک، از منبع خوراک (preformed) بود. دلیل بیوشیمیایی این پدیده میتواند مربوط به اولویت بالای اسید پالمتیک به عنوان سوبسترا برای آنزیم گلیسرول-3-فسفات آسیلترانسفراز (که اسیدهای چرب را در موقعیت sn-1 استریفیه میکند تا سنتز تریگلیسرید آغاز شود) باشد. C16:0 میتواند در هر دو موقعیت sn-1 و sn-2 استریفیه شود و افزایش دسترسی آن ممکن است فعالیت این آنزیم را در غده پستانی افزایش دهد.
همچنین جیرههای حاوی پنبهدانه (CS) نیز تولید چربی شیر را افزایش دادند که نتیجه افزایش تولید اسیدهای چرب “de novo” (سنتز شده در غده پستانی) و اسید های چرب “Preformed” تامین از منابع جیره یا بافت بود. این یافته با مفهوم وابستگی سنتز چربی شیر به تأمین همزمان تمامی انواع اسیدهای چرب کوتاه/متوسط و بلند زنجیره هماهنگ است.
در مورد تیمار مگالاک ، کاهش DMI در جیرههای CS و کاهش درصد چربی شیر در جیرههای SH مشاهده شد. کاهش درصد چربی شیر در تیمار مگالاک با افزایش اسید چرب “trans-10 C18:1” در چربی شیر همراه بود که نشان میدهد این تیمار موجب القای افت خفیف در چربی شیر شده است. این پدیده احتمالاً به دلیل بار بالای اسیدهای چرب غیراشباع در جیره است که از ظرفیت طبیعی هیدروژنه شدن شکمبه فراتر رفته و مسیرهای بیوهیدروژناسیون را تغییر میدهد.
نمودار 7: تولید چربی شیر (Milk Fat Yield)
تیمار برگافت F-100 محتوی پودر چربی برگافت F100 بیشترین تولید چربی شیر را دارد. همزمان جیره محتوی CS نسبت به تیمار SH تولید چربی بالاتری دارد.
- پروفایل اسیدهای چرب شیر (غلظت و تولید)
نتایج
در تعریف: اسیدهای چرب De novo ساخته شده در غدد پستان (کمتر از 16 کربن)، اسیدهای چرب مخلوط ” Mixed ” از هر دو منشاء سنتز شده در غدد پستان و جذب از گردش خون (16 کربنه شامل C16:0 و C16:1 cis-9) و اسیدهای چرب “Preformed” که مستقیماً از جریان خون به شیر منتقل میشود و از لیپیدهای غذایی (مثلاً دانههای روغنی، علوفه) یا ذخایر چربی بدن ، منشأ میگیرد (بیشتر از 16 کربن) می باشند.
اثر تغذیه پودر چربی برگافتF100- (برگافت F-100): تیمار برگافت F-100 تولید اسیدهای چرب “mixed” را در مقایسه با سایر تیمارها به طور معنیداری افزایش داد (648 در مقابل 551، 576 و 571 گرم در روز؛ P < 0.01). همچنین، غلظت این گروه از اسیدهای چرب را افزایش داد (40.8 در مقابل 36.6، 37.1 و 37.2 گرم در 100 گرم FA؛ P < 0.01).
نمودار 8: نسبت تخصیص انرژی بین تولید شیر و بازسازی ذخایر بدنی
نتایج آزمایش حاضر نشان داد که، تیمار برگافت F-100 انرژی را به سمت تولید شیر در غدد پستان هدایت میکند، در حالی که تیمار مگالاک انرژی را به سمت ذخایر بدنی سوق میدهد.
اثر تیمار مگالاک: این تیمار تولید اسیدهای چرب “de novo” را در مقایسه با سایر تیمارها کاهش داد (366 در مقابل 409، 397 و 396 گرم در روز؛ P < 0.01) و در مقابل تولید اسیدهای چرب “preformed” را افزایش داد (600 در مقابل 538، 552 و 570 گرم در روز؛ P < 0.01). از نظر غلظت (گرم/100 گرم چربی شیر) نیز، مصرف پودر چربی غلظت اسیدهای چرب “de novo” را کاهش و غلظت اسیدهای چرب “preformed” را افزایش داد. بیشترین میزلن کاهش غلظت چربی شیر در تیمار مگالاک مشاهده شد.
– اثر جیره پایه CS: جیرههای حاوی پنبهدانه (CS) در مقایسه با جیرههای SH تولید اسیدهای چرب “preformed” (623 در مقابل 507 گرم در روز؛ P < 0.01) و تمایل به افزایش تولید اسیدهای چرب “de novo” داشتند (P < 0.10). همچنین، غلظت اسیدهای چرب “preformed” را افزایش و غلظت اسیدهای چرب “mixed” را کاهش دادند.
نمودار 9: راندمان انتقال اسیدهای چرب از جیره به شیر
تیمار برگافت F-100 بالاترین راندمان انتقال را برای C16:0 داشت. در مقابل تیمار انرژی بوستر 100 کمترین راندمان انتقال اسید پالمتیک از جیره غذائی به چربی شیر را نشان داد.
بحث
تیمار مگالاک به وضوح نشان داد که اسید اولئیک (OA) با افزایش قابلیت هضم و جذب محتوی چربی جیره غذائی، به انتقال اسیدهای چرب از جیره به شیر کمک کرده و نیاز به سنتز داخلی در غده پستانی را کاهش میدهد. کاهش تولید و غلظت اسیدهای چرب “de novo” در کنار افزایش اسیدهای چرب “preformed”، نشاندهنده تغییر در متابولیسم غده پستانی به سمت استفاده بیشتر از اسیدهای چرب بلند زنجیره مشتق از جیره است.
تیمار برگافت F-100 با افزایش تولید اسیدهای چرب “mixed” (عمدتاً C16:0) نشان داد که اسید پالمتیک نه تنها به طور مستقیم از جیره جذب میشود، بلکه ممکن است بر مسیرهای آنابولیسم داخلی نیز تأثیر بگذارد. راندمان انتقال از جیره به شیر (FAYR) برای اسید های چرب C16:0 + C16:1 cis-9 در تیمار برگافت F-100 حدود 19.5% بود که با مطالعات قبلی همخوانی دارد، در حالی که این راندمان برای تیمار انرژی بوستر 100 تنها 7.5% بود که نشاندهنده جذب و انتقال پایینتر اسید استئاریک است.
جیرههای CS به دلیل داشتن اسیدهای چرب بلند زنجیره بیشتر، به طور طبیعی تولید اسیدهای چرب “preformed” را افزایش دادند.
نمودار 10: سهم انرژی اختصاص یافته به تولید شیر در مقابل ذخایر بدنی
تیمار محتوی پودر چربی برگافت F100 به عنوان منبع غنی از اسید پالمتیک انرژی را به سمت تولید شیر هدایت کرد، در حالی که تیمار محتوی پودر چربی مگالاک انرژی را به سمت ذخایر بدنی سوق داد.
- وزن بدن و امتیاز وضعیت بدنی (BW و BCS)
تغییرات وزن بدن (BW change): تیمار مگالاک به طور معنیداری تغییرات وزن بدن را در مقایسه با سایر تیمارها افزایش داد (1.05 در مقابل 0.82، 0.84 و 0.70 کیلوگرم در روز؛ P < 0.01). همچنین، جیرههای حاوی پنبهدانه (CS) در مقایسه با جیرههای SH تغییرات وزن بدن بیشتری ایجاد کردند (1.00 در مقابل 0.71 کیلوگرم در روز؛ P < 0.05).
تغییرات امتیاز وضعیت بدنی (BCS change): تیمار مگالاک تغییرات BCS را در مقایسه با سایر تیمارها افزایش داد (0.11 در مقابل 0.07، 0.07 و 0.04 واحد؛ P < 0.05).
بحث
تیمار مگالاک به طور مشخص باعث افزایش وزن بدن و بهبود وضعیت بدنی شد. این یافته با این واقعیت هماهنگ است که این تیمار انرژی بیشتری را به سمت ذخایر بدنی سوق داده است. همانطور که در بخش مربوطه مشاهده شد، تیمار مگالاک موجب ایجاد یک کاهش خفیف در محتوی چربی شیر گاوهای مورد آزمایش شد کرد که با افزایش اسید چرب “trans-10 C18:1” در چربی شیر همراه بود. مطالعات قبلی نشان دادهاند که در شرایط افت چربی شیر ناشی از اسیدهای چرب مزدوج، بیان آنزیمهای لیپوژنیک در بافت پستان کاهش و در بافت چربی افزایش مییابد که منجر به تخصیص مجدد انرژی به بافت چربی میشود. همچنین، افزایش انسولین پلاسما در این تیمار میتواند با کاهش لیپولیز و افزایش لیپوژنز در بافت چربی، به افزایش ذخایر بدنی کمک کند.
- غلظت انسولین، انرژی محاسبهشده و تخصیص انرژی
غلظت انسولین پلاسما: تیمار مگالاک غلظت انسولین را در مقایسه با سایر تیمارها به طور معنیداری افزایش داد (0.94 در مقابل 0.84-0.87 میکروگرم در لیتر؛ P < 0.01).
انرژی خروجی در شیر (Milk energy output): تیمار برگافت F-100 به طور معنی داری انرژی خروجی در شیر را در مقایسه با گروه شاهد افزایش داد (32.8 در مقابل 31.2 مگاکالری در روز؛ P < 0.05) و همزمان این تیمار تمایل به افزایش نسبت به انرژی بوستر 100 و مگالاک داشت (P < 0.10).
انرژی تخصیص یافته به ذخایر بدنی (Body tissue gain): تیمار مگالاک انرژی ابقا شده در بافتهای بدنی را در مقایسه با تیمار انرژی بوستر 100 افزایش داد (6.9 در مقابل 5.8 مگاکالری در روز؛ P < 0.05) و تمایل به افزایش نسبت به تیمار های شاهد و برگافت F-100 داشت (P < 0.10).
درصد تخصیص انرژی به شیر: نتایج آزمایش مورد بحث نشان داد که، تیمار برگافت F-100 درصد انرژی تخصیص یافته به شیر را در مقایسه با شاهد و مگالاک افزایش داد (64.4 در مقابل 63.1 و 62.4 درصد؛ P < 0.05) و تمایل به افزایش نسبت به انرژی بوستر 100 داشت (P < 0.10).
درصد انرژی ابقای در ذخایر بدنی: تیمار مگالاک درصد انرژی تخصیص یافته به ذخایر بدنی را در مقایسه با برگافت F-100 و انرژی بوستر 100 افزایش داد (13.4 در مقابل 11.8 و 11.5 درصد؛ P < 0.05) و تمایل به افزایش نسبت به شاهد داشت (P < 0.10).
جیرههای بر پایه پنبه دانه: جیرههای حاوی پنبهدانه (CS) در مقایسه با جیرههای SH، انرژی خالص شیر دهی (NEL) بیشتری را برای گاو های تیمار هدف تامین کردند (51.4 در مقابل 50.2 مگاکالری در روز؛ P < 0.05) و همزمان انرژی بیشتری به ذخایر بدنی تخصیص دادند (13.4% در مقابل 11.2% از انرژی دریافتی؛ P < 0.05).
بحث
این بخش از نتایج، تمایز کلیدی بین انواع پودر چربی های تجاری مورد آزمایش به ویژه بر اساس پروفایل اسید چرب موجود در آن را نشان میدهد:
- تیمار برگافت F-100 (اسید پالمتیک – پودر چربی برگافت F100): تغذیه پودر چربی برگافت F100 موجب هدایت انرژی جیره غذایی و پودر چربی استفاده شده در آن را به سمت تولید شیر و نیز حمایت از سنتز چربی شیر در غدد پستانی گاو شد. افزایش انرژی خروجی در شیر بدون افزایش همزمان در ذخایر بدنی، این تیمار را برای شرایطی که اولویت با تولید شیر است (مانند اوایل شیردهی) ایدهآل میسازد.
- تیمار مگالاک (پالمتیک+اولئیک – پودر های چربی غنی از اسید اولئیک مانند مگالاک): انرژی جیره را بیشتر به سمت ذخایر بدنی هدایت میکند. افزایش انسولین پلاسما (که یک هورمون آنتیلیپولیتیک است و موجب کاهش تجزیه ذخایر چربی بدن یا لیپولیز می شود) در این تیمار، مکانیسم احتمالی افزایش لیپوژنز در بافت چربی و در نتیجه افزایش وزن بدن است. این ویژگی برای شرایطی که بازیابی امتیاز بدنی دام مورد نظر است (مانند اواخر شیردهی یا دوره خشکی) مفید میباشد.
- تیمار انرژی بوستر 100 (پالمتیک+استئاریک – پودر چربی انرژی بوستر 100): این تیمار عملکرد ضعیفتری را نسبت به سایر تیمار ها نشان داد. این تیمار نه تنها قابلیت هضم مواد مغذی را کاهش داد، بلکه انرژی دریافتی کمتری نسبت به تیمار های برگافت F-100 و مگالاک داشت و نتوانست انرژی خروجی در شیر یا ذخایر بدنی را به طور موثر افزایش دهد.
جیرههای CS نیز با وجود دریافت انرژی بیشتر، این انرژی را عمدتاً به ذخایر بدنی تخصیص دادند (بدون افزایش انرژی شیر)، که نشان میدهد ممکن است ظرفیت غده پستانی برای استفاده از اسیدهای چرب بلند زنجیره (به ویژه در غلظتهای بالا) محدود باشد و مازاد آنها به سمت بافت چربی هدایت شود.
نتیجهگیری نهایی
این مطالعه نشان میدهد که نسبت اسیدهای چرب پالمتیک، استئاریک و اولئیک در جیره گاوهای شیری تأثیر عمیقی بر متابولیسم انرژی و پاسخهای تولیدی دام دارد، که به طور خلاصه عبارتند از:
- پودرهای چربی با خلوص بالای اسید پالمتیک (برگافت F-100) با افزایش قابلیت هضم NDF و اسیدهای چرب جیره ای، با بهبود تخصیص انرژی به سمت غدد پستان و شیر موجب افزایش تولید شیر و درصد چربی شیر و انرژی خروجی در شیر می گردند.
- پودرهای چربی با اسید اولئیک بیشتر (مگالاک) قابلیت هضم مواد مغذی را بهبود میبخشند اما باعث افت خفیف چربی شیر، افزایش غلظت انسولین پلاسما و تخصیص انرژی به سمت ذخایر بدنی میشوند که برای افزایش ذخایر بافتی بدن و جبران وزن از دست رفته بویژه در ابتدای دوره شیر دهی مفید است.
- ترکیب اسید پالمتیک با اسید استئاریک (انرژی بوستر 100) به طور معنیداری قابلیت هضم کل اسیدهای چرب و NDF را کاهش میدهد و عملکرد تولیدی ضعیفتری به همراه دارد. بنابراین، بر خلاف برخی فرضیات قبلی، افزودن اسید استئاریک به پودر چربی محتوی اسید پالمتیک در گاو های شیری با تلید بالا مزیتی رقابتی چندانی نسبت به سایر انواع پودر چربی مورد آزمایش در این تحقیق نداشت.
- جیره پایه حاوی پنبهدانه (CS) با فراهم کردن اسیدهای چرب بلند زنجیره بیشتر و همزمان مقادیر بیشتری از فیبر غیر علوفه ای، تولید چربی شیر را افزایش میدهد و همزمان موجب افزایش محدود ابقای انرژی در ذخایر بدنی می شود. این امر نشاندهنده تعامل مهم بین منبع فیبر و نوع پودر چربی است.
کاربرد عملی: انتخاب نوع پودر چربی و ترکیب اسید چرب آن باید بر اساس هدف مدیریتی از افزودن چربی به جیره غذایی انجام شود:
برای حداکثر تولید شیر و حصول به بالاترین درصد چربی شیر بویژه در اوایل شیردهی و گاو های شیری پرتولید: پودرهای غنی از اسید پالمتیک (مانند برگافت F100) توصیه میشود.
برای بازیابی وضعیت بدنی در اوایل شیردهی: پودرهای حاوی نسبت متعادلتری از اسیدهای چرب پالمتیک و اولئیک (مانند مگالاک) میتوانند مفید باشند.
جدول مقایسه اثر مصرف انواع مختلف پودر چربی بر فراسنجه های تغذیه ای، تولیدی و عملکرد گاو های شیری مورد آزمایش
Altering the ratio of dietary palmitic, stearic, and oleic acids in diets with or without whole cottonseed affects nutrient digestibility, energy partitioning, and production responses of dairy cows
J. de Souza, C. L. Preseault, and A. L. Lock
Department of Animal Science, Michigan State University, East Lansing 48824